تبليغاتX
جمهوری ایرانی
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
محسن سازگارا

محسن سازگارا و بحث هفته

راجع به هفت موضوع صحبت می کنیم.


سبز علوی

موضوع اول: هم در روزنامه کیهان، هم در اظهار نظر های مختلف، خبرگزاری فارس که مربوط به سپاه است اولین بار مطرح کرد که یک "جنبش سبز علوی" می خواهند درست کنند. بلکه بتوانند از این رنگ سبز که رنگ جنبش است سوء استفاده بکنند. به نظر من این طرح در واقع نشان دهنده کمال استیصال کودتاچی هاست. برای اینکه به احتمال زیاد می خواهند عده زیادی را در روز 13 آبان که سبزها به خیابان می آیند، به خیابان بیاورند بلکه بتوانند بگویند که هرکه سبز بود از ماست. غافل از اینکه سبز ها با شعاری که می دهند، با "وی" که نشان می دهند و با حرکتی که می کنند کاملا متمایز می شوند و به هرحال ما می توانیم کاملا استقبال کنیم هر کس سبز باشد و بیاید، خوش آمده می تواند بیاید و در صف سبز ها قرار بگیرد و حرف های جنبش را بزند. به قول یک دوستی می گفت که این ها می خواهند یک سبز پر رنگ درست بکنند و بگویند که سبز این است. غافل از اینکه وقتی که در جمعیت میلیونی قرار بگیرد رنگش می پرد و همرنگ جماعت خواهد شد.


اگر با عده ای مواجه شدید که سبز بر تنشان است و حرف های حکومتی زدند و شعار حکومتی دادند خونسردی خودتان را حفظ کنید و کاری با آن ها نداشته باشید. ما هم شعار های خودمان را می دهیم و مطمئن باشید که همان طور که قبلا هم تمرین کردیم خیلی خوب می توانیم صف مان را از صف حکومتی ها جدا کنیم. اگر تهش چیزی مانده باشد برای حکومتی ها. خیلی احتمال دارد که روز 13 آبان بخواهند همان روش های روز قدس را هم به کار ببرند، گروه هایی را درست کنند، با بلندگو های خیلی قوی و زیاد و بلکه همان ها را نشان بدهند. تدارک اینجوری بکنند در گروه های مختلف بلکه شب بتوانند در تلویزیون بگویند که ما بودیم و جمعیت را برای خودشان مصادره کنند.


اما همان جور که عرض کردم چه با لباس سبز، چه بدون لباس سبز، چه با بلندگو، چه بدون بلندگو، کودتاچی ها، طرفداران دولت کودتایی اگر شعارشان را بدهند بگذارید شعارشان را بدهند مطمئن باشید که جمعیت میلیونی مردم آن ها را پوشش خواهد داد ضمن اینکه بلد هستیم چگونه جدایی مان و صف مان را نشان بدهیم.
 
حرف های رادان در مورد غیر قانونی بودن تجمعات بدون مجوز

موضوع دوم: حرف های آقای رادان معاون نیروی انتظامی است که دوباره ایشان تکرار کرده است که اگر تجمعی بدون مجوز باشد پلیس با آن برخورد می کند و معلوم نیست که به این ترتیب ایشان راهپیمایی تاریخی ضد استکبار 13 آبان را که سی سال است برگزار می شود، را هم می خواهند غیرقانونی اعلام کنند؟ بدون مجوز اعلام کنند یا نه؟ برای اینکه دوباره حکومت سر دو راهی باخت-باخت قرار گرفته است. یا باید اعلام کند که راهپیمایی 13 آبان ملغی است و بعد از سی سال راهپیمایی نداریم یا اگر باشد، در واقع مردم می خواهند بروند از همین فضا استفاده کنند و ضد استکبار راهپیمایی کنند منتهی اولویتشان استکبار داخلی ست بعد استکبار جهانی و بعد از آن هم در واقع شعار های خودشان را بدهند. تا الان که جرات نکرده اند بگویند که اصلا از خیر این راهپیمایی گذشته اند و از این دو باخت در واقع باخت اول را انتخاب بکنند.


اما حتما امثال آقای رادان و نوابغ کودتاچی فکر نکرده اند که گیرم حالا از خیر راهپیمایی 13 آبان گذشتند، از خیر راهیپمایی 16 آذر گذشتند، تاسوعا عاشورا را می خواهند چه کار کنند؟ 22 بهمن را می خواهند چه کنند؟ مگر اینکه به سبک آقای جواد لاریجانی بگویند امام حسین هم نعوذ بالله خروج از امام عادلش کرده بود بنابراین دیگر مراسم برای امام حسین هم منتفی است. بنابراین مرادم اینست که در استیصالی گیر کرده اند که باید از بین دو باخت یکی را انتخاب بکنند. در روز قدس باخت دوم را انتخاب کردند. فکر کردند که مردم با همان روش هایی که فکر کرده بودند که دوربین تلویزیون و چندتا دسته هایی که شعار بدهند، بلکه بتوانند مردم را به نفع خودشان مصادره کنند. بعدا هم که سراغ تکذیب آفتاب فاش رفتند ( به قول مولانا) گفت از همه محروم تر خفاش بود/ کو عدوی آفتاب فاش بود. بعد از آن شروع کردند به گفتن اینکه فقط 500 نفر بودند، فقط 5000 نفر بودند، فقط چند هزار نفر بودند و چیزی که به گواهی هزاران فیلمی که در همه دنیا پخش شد، دروغش آشکار بود. به هر صورت عرضم اینست که این حرف های آقای رادان که قبلا هم آقای احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی گفته کاملا بی معنی و از سر استیصال به نظر می آید.


صفار هرندی در دانشگاه خواجه نصیر

موضوع سوم: آقای صفار هرندی وزیر ارشاد کابینه آقای احمدی نژاد و از کسانی که مدافع کودتا و کودتاچی ها ست به دانشگاه خواجه نصیر رفته بوده و به سبک دانشگاه تهران، بچه های دانشگاه خواجه نصیر از خجالتش در آمدند و به قدر کافی شعار دادند و دوباره نشان دادند که کودتاچی ها در دانشگاه و در هیچ کجا، جایی ندارند. اتفاقا باید امثال آقای صفار هرندی و شرکای ایشان را تشویق کرد که به همه دانشگاه های کشور برود. برای اینکه رفتن کودتاچی ها انگیزه خیلی خوبی برای بچه ها می شود که شعار های جنبش را بدهند و مخالفت خودشان را با کودتاچی ها نشان بدهند. آن اصل کلی که کودتاچی ها چه استاد باشند چه سخن ران باشند چه دعوت شده باشند، بین مردم هیچ جایی ندارند، به قوت خودش باقیست. شعار های جنبش سبز را دادن و نشان دادن اینکه جایی بین مردم ندارند، از آکسیون هایی ست که همواره باید که در دستور قرار داد.
 
دبیرستان تیزهوشان مشهد

موضوع چهارم: از مشهد برای من نوشته اند که در دبیرستان تیزهوشان مشهد مداحی آورده بودند که احتمالا از مواضع کودتا و کودتاچی ها پشتیبانی بکنند، بچه ها با خواندن سرود ای ایران و بعد هم یار دبستانی و کارهایی که کردند و اعتراض به اینکه برخی معلمینشان را اخراج کرده بودند، همبستگی شان را با جنبش سبز نشان دادند. باز هم از مشهد ایمیل هایی داشتم که دبیرستان های دیگری هم غیر از دبیرستان تیزهوشان، بچه ها سبزشان کردند و می خواهند جنبش سبز را به شدت در سطح دبیرستان ها گسترش بدهند.


شعارهای دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف

موضوع پنجم: بچه های دانشگاه صنعتی شریف در تهران بود که در سلف سرویس دوباره شعار های مرگ بر دیکتاتور و شعار های جنبش سبز را دادند و در واقع به تعبیری که برای من نوشته بودند، خودشان را دارند گرم و آماده می کنند برای اینکه روز 13 آبان بیایند و به آقای کروبی از مقابل دانشگاه امیرکبیر بپیوندند. خبرهایی از دانشگاه های مشهد و دیگر جاها داریم که بچه ها دارند در دانشگاه ها، خوابگاه ها و در سطح شهر هم اعلامیه پخش می کنند، هم شعار های جنبش را سر می دهند و هم اینکه دارند در دستور می گذارند که بخصوص سه شنبه شب "الله اکبر" بگویند و پیوستگی شان به مردم را در روز 13 آبان به نمایش بگذارند.


 
تجمع کارگران شهرداری حاجی آباد

موضوع ششم: ظاهرا ممکن است خبر کوچکی به نظر بیاید ولی به نظر من اهمیت بسیار عمیقی دارد و آن اینست که کارگران شهرداری حاجی آباد استان هرمزگان که شهر کوچک و جمعیت کمی هم بودند به دلیل اینکه شرکتی که طرف قرار داد بوده، اخراجشان کرده، جلوی شهرداری آنجا دست به تجمع و اعتراض زدند. کارگران شهرداری وقتی یاد می گیرند که برای حقوق خودشان تجمع داشته باشند و اعتراض بکنند، این نشان می دهد که جامعه ما جامعه ایست رو به رشد و نوید فردایی را می دهد که در آن مردم یاد می گیرند از حقوق مدنی خودشان، حقوق انسانی و شهروندی خودشان دفاع بکنند و به نقض آن ها اعتراض بکنند.


تجمع خانواده های زندانیان سیاسی

موضوع هفتم: نکته ای که اگر همه می توانیم باید همراهی بکنیم، تجمع خانواده های زندانیان سیاسی روز دوشنبه ساعت 11 صبح جلوی مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان است که به نظر من هرکس بتواند به این تجمع بپیوندد و پشتیبانی بکند حتما باید بکند. جالب است که کیفر خواست آقای بهزاد نبوی که تنظیم شده، غیر از آن جرمی که به همه می بندند؛ تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی که نرخ شاه عباسی است و در همه پرونده ها هست، یکی از جرائمش آقای نبوی اخلال در ترافیک (!) قلمداد شده که به عنوان جوک در انتهای برنامه گفتم که این هم واقعا عجیب است که آقای نبوی که زمان شاه 8 سال زندان بوده و در آن موقع مبارزه مسلحانه و حرفه ای داشته، جرمی که توانسته اند در جمهوری اسلامی به او ببندند، اخلال در ترافیک است

تا فردا شاد و پیروز و موفق باشید
به امید پیروزی ایران و ایرانی

|+| نوشته شده توسط iranzhi در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 13:7 | 
فیلتر شکن
برای گذشتن از سد سانسور مخابرات از این فیلتر شکن استفاده کنید

 

uaproxy.com

|+| نوشته شده توسط iranzhi در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 8:51 | 
فرار

از 3 تا 14 میلیارد تومان را به جیب زده
فرار از ایران
با لیست حقوق بگیران "نهاد..."

 

 

 

 

سایت خبری «آینده»، در یک خبر دست و پا شکسته، با احتیاط اعلام کرده است که یکی از از کارمندان یکی از موسسات مالی (سانسور نام موسسه) با به جیب زدن بین 3 تا 14 میلیارد تومان از ایران گریخته است.

همین سایت اضافه کرده که این موسسه مالی وابسته به یک نهاد (مشخص نشده که این نهاد، نهاد رهبری است و یا نهاد ریاست جمهوری) است و کارمندی که گریخته در شعبه ای در شمال غرب تهران این موسسه کار می کرده است.

ضمنا با توجه به این كه حقوق مسئولان و مقامات آن نهاد (که این سایت نام آن را اعلام نکرده) از طریق همین مؤسسه پرداخت می‌شده، گفته می‌شود فرد مذكور لیستی از حقوق دریافتی شماری از این مسئولان را نیز بعنوان یك عامل فشار با خود برده است

|+| نوشته شده توسط iranzhi در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 8:43 | 
واردات

گفتگوی دبیرستاد مبارزه با قاچاق کالا
حجم واردات سالانه
به 70 میلیارد دلار رسید
به همین نسبت نیز واردات قاچاق داریم

 

 
 
 

ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز در زمان دولت خاتمی تشكیل شد ، سردار قالی باف - كه آن وقت فرمانده نیروی انتظامی نیز بود -  اولین مسئولش بود، در دولت احمدی نژاد الهام و سردار نقدی شدند مسئولش.

سردار قالی باف هفته به هفته و یا ماه به ماه جلسه ستاد را تشكیل می داد و معمولا در مورد جلسات و اینكه چه مسایلی مطرح بوده در روزنامه و .... خبر رسانی می كردند.

در دولت احمدی نژاد كلا جلسات ستاد یا اصلا تشكیل نشد و یا اگر جلسه ای تشكیل دادند خبر رسانی ای صورت نگرفت و یا خیلی كم صورت گرفت.

بهر حال در روز یكشنبه 3-8-88 جلسه ای تشكیل شد و دبیرستاد ( ظاهرا مثل اینكه هم اكنون رئیسی ندارد) در گفتگوی با خبرنگاران كه قسمتی از آن در روزنامه اعتماد 4-8- 88 آمده گفت:

«بررسی ها نشان می دهد حجم قاچاق متناسب با واردات افزایش می یابد. طبق آمار گمرک واردات کالا در سال 83 حدود 30 میلیارد دلار بود و میزان قاچاق نیز متناسب با واردات بود و حال که واردات کالا به حدود 70 میلیارد دلار رسیده، قاچاق نیز متناسب با واردات تقریباً دو برابر شده است. البته وظیفه ما در این بین کنترل این موضوع بوده است. او همچنین در پایان ورود برنج هندی از طریق قاچاق به کشور را تایید کرد.»

معنی دقیق حرف دبیرستاد اینست: سالی 70 میلیارد دلار واردات رسمی داریم و دو برابر سال 83 واردات قاچاق. دبیر ستاد از کلمه "متناسب" استفاده کرده تا رقم نگوید، اما آنچه مسلم است اینست که واردات کالا بصورت قاچاق نیز خود یک رقم بالائی است که به 70 میلیارد دلار اضافه می شود.

برای نمونه " دبیر ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز در ادامه صحبت های خود گفته است:

«35 کشتی حامل سوخت کشف کرده ایم و 1800 پرونده دانه درشت ها به ارزش هزار میلیارد تومان داریم. در این پرونده ها از تخلف 100 میلیون تومانی تا 400 میلیارد تومانی به چشم می خورد و لیست اسامی آنها نیز موجود است که امکان انتشار آن وجود ندارد. برخی از این مفسدان اقتصادی به دلیل بهره گیری از وکلای خبره و صرف هزینه های بسیار به راحتی محکومیت خود را به تعویق می اندازند و از مجاری قانونی به نفع خود استفاده می کنند.»

همین اعترافات نشان میدهد که قاچاقچیان دارای هویت  دولتی ، شبه دولتی، بخش خصوصی، ارگانی، نظامی ، شبه دولتی  و... هستند و از آنجائی كه مرزهای زمینی و هوایی و دریایی تماما در كنترل نیروهای نظامی  و شبه نظامی و سپاهی است، نقش آفرین اصلی در قاچاق کالا همین نیرو و در راس آن سپاه است.

از آنجائی كه مقدار واردات رسمی و مقدار قاچاق با هم نسبت مستقیم دارد، همان هایی كه واردات رسمی را سازمان می دهند؛ عمدتا همان هایی هستند كه قاچاق را سازماندهی می كنند.

|+| نوشته شده توسط iranzhi در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 9:5 | 
عزیز جعفری

آیت الله سرلشگر عزیز جعفری!
فتوای جدید سرلشگر العظمی
عزیز جعفری فرمانده سپاه
عطاءالله مهاجرانی

 

 
 
 

فرمانده سپاه که کارنامه درخشانش در انتخابات سال 1384 مدیریت در جابه جایی آراء کاندیداها بود و سپاه و بسیج توانستند طی یک عملیات پیچیده به تعبیر سردار ذوالقدر انتخابات را مدیریت کنند و احمدی نژاد را تا نفر دوم بالا بکشند، و آقای کروبی را تا حد نفر سوم تنزل دهند، کانون تقلب در انتخابات  سال 1384 استان اصفهان و شهر اصفهان بود. پیش از آن هم سپاه و بسیج انتخابات شورای شهر تهران را به عنوان یک عملیات مقدماتی مدیریت کرده بودند. در یک کلام انتخابات در کشور ما تبدیل به "عملیات" از سوی سپاه شده است.  برای هر انتخاباتی هم سپاه نامی انتخاب می کند.

اکنون هم که سپاه دیگر هیچ مانع و رادعی را در برابر خود نمی شناسد. یک وقتی استفاده از عنوان های اختصاری نزاجا و نهاجا و نداجا و...تازه رسم شده بود.  از حاج محسن رفیقدوست که آن روز ها وزیر سپاه بود، پرسیدم برای سپاه چه عنوانی انتخاب کرده اید؟حاج محسن  رفیقدوست که همیشه می خندید و می خندد، با صدای بلند قهقهه سرداد و گفت: سپاه؟ همه جا!

اکنون سپاه همه جا را گرفته است. اقتصاد و صنعت و سیاست و امنیت و تعیین نماینده مجلس و شورای شهر و رییس جمهور. چنان که آقای احمدی نژاد در همان مرداد ماه سال 1384 در جلسه غیر علنی مجلس هفتم گفته بود، وزیران خود را از سپاه و یا با نظر سپاه تعیین می کند.

آخرین اقدام همان بلعیدن وزارت اطلاعات توسط سپاه بود. وزیر قدرتمند اطلاعات در همان هفته آخر عمر دولت برکنار شد و رده دوم مدیران و معاونان وزارت اطلاعات همگی بازنشست شدند، تا  وزارت اطلاعات مثل راحت الحقومی از گلوی سپاه فرو برود.

آخرین مرحله این بلع کامل نظریه پردازی سپاه در باره دین و آیین است. فرمانده سپاه  از موضع یک اسلامشناس فرموده اند: حفظ نظام از نماز واجب تر است.

این جمله یا گزاره می تواند مجوزی باشد برای تمامی جنایاتی که به نام حفظ نظام در کشور ما جاری است. کشتن جوانان، آزار و شکنجه زندانیان، کتک زدن مردم، محروم کردن دانشجویان از درس و بحث دانشگاهی، رواج تهمت و هتک در رسانه های حکومتی و ولایی و دولتی، اهانت به مراجع تقلید...تمام این رفتار ها با همین کلید جادویی توجیه و تفسیر می شود. هر چه که در برابر نظام قرار بگیرد باید نابود شود. نظام را هم خود تعریف می کنند و در برابر نظام و یا مخالفت با نظام را نیز خود تفسیر می کنند. نظام مورد علاقه و اعتقاد آقایان آن چنان زار و نزار شده، که  آیه الله منتظری و آیه الله صانعی ومهندس موسوی و کروبی و خاتمی و طاهری و دستغیب و میلیون ها ایرانی که راهپیمایی سکوت 25 خرداد را سامان دادند؛ در زمره مخالفان و منافقان جدید قلمداد می شوند.

به گمانم اگر بخواهیم به درستی ریشه تمامی نابسامانی ها و بلکه انحراف در مسیر انقلاب اسلامی را شناسایی کنیم، همین سخن فرمانده سپاه به تنهایی کفایت می کند.

وقتی گفته می شود حفظ نظام از حفظ نماز مهمتر است، در واقع قدرت و حکومت در جای ارزش های دینی و اخلاقی می نشیند. اتفاقا فلسفه سیاسی حکومت بنی امیه و بنی عباس و تمامی حکومت هایی که به نام دین مخالفان خود را قلع و قمع کرده اند، همین استدلال بوده است.

اگر سخن فرمانده سپاه، سخن رهبری تلقی شود، که حفظ نظام- که البته دیگر نه جمهوری است و نه اسلامی- معیار تلقی شود، آن وقت می توان تمامی رخداد ها را توجیه کرد. قتل و ضرب و شتم و هتک حرمت ها همه به خاطر نظام و در راه نظام انجام می شود. اگر ولی فقیه لب تر کند: برآورند غلامان او درخت از بیخ.

هدف قدرت و حفظ قدرت است و دین توجیه و لباس و لفافی ست، در جهت حفاظت ازقدرت. در این صورت چنان که فرمانده سپاه گفته است، حفظ نظام از حفظ نماز واجب تر است. این سخن نگاه از زاویه حکومت به دین است. بر اساس همین نگاه است که رای مردم به هیچ گرفته می شود و در واقع با رای مردم تجارت صورت می گیرد. (خلاصه شده و برگرفته از وبلاگ نویسنده)

|+| نوشته شده توسط iranzhi در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 9:3 | 
بیانیه

 

بیانیه 13 آبان مجمع مدرسین و محققین
30 سال پس از انقلاب
بازگشته ایم به آغاز راه

 

 
 
 

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در رابطه با  سیزده آبان اطلاعیه ای صادر کرد که در بخش هائی از آن آمده است:

                                                                         

سیزده آبان یاد آور روزهای به یاد ماندنی در حافظه تاریخی ایرانیان است . روز بزرگداشت مبارزه با استکبار جهانی است.

متاسفانه با اجرای برخی از سیاست ها ی نادرست  شاهدیم که روح و معنی پاره از این شعار ها تحریف یافته است، علاوه بر تضعیف و در خطر قرار دادن منافع ملی ، حقوق  خصوصی شهروندان  نیز نادیده گرفته شده است.

پس از سی سال تلاش و مقاومت، هزینه نمودن مردم مسلمان ایران، امروز شاهد هستیم  که  عده ای از دلسوزان این کشور بخاطر اعتراض به برخی از سیاست های نادرست بخشی از حاکمیت، مورد غضب واقع شده، گرفتار زندان، شکنجه و دیگر محرومیت ها  شده اند.

حتی حریم مرجعیت با قلم  و زبان عده ای هتک می شود و به نزدیکترین یاران امام (ره) چون حجت الاسلام  و المسلمین کروبی ، موسوی خوئینی ها  و میر حسین موسوی اهانت می شود.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ، ضمن گرامی داشت روز سیزده آبان، پایان دادن به بازداشت ها و محاکمات غیر قانونی و خلاف قوانین جزایی، و آزادی  زندانیان بی گناه و محاکمه کسانی که دراعمال خشونت ها و شکنجه ها و کشتار نقش داشته اند را موجب  بازگرداندن آرامش به کشور  و تقویت  و اعمال حفظ سیاسیت های  درست در روابط خارجی بویژه در پرونده هسته ای که مبتنی بر منافع ملی خواهد بود می داند.

|+| نوشته شده توسط iranzhi در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 8:58 | 
13 آبان

تعمیق جنبش سبز را
در شعارهای 13 آبان به نمایش بگذاریم

 

کمتر کسی تردید دارد که جمهوری اسلامی دستخوش بحرانی همه جانبه است. نه تنها در زمینه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی... بلکه در ساختار چند لایه و تو در توی حاکمیت آن نیز این بحران به اوج خود رسیده است. روحانیت و سپاه در برابر هم صف آرائی کرده اند. فرماندهان سپاه با اطمینان از سقوط پایگاه روحانیت در میان مردم، رفتاری را با روحانیت در پیش گرفته‌‌اند که بتدریج از مناسبات شاه با روحانیت فاصله گرفته و به رفتار رضاخان با روحانیت نزدیک می‌شود. حکومتی که بنام روحانیت و اسلام بر سر کار است، اکنون دچار تقابل و تضاد با اکثریت جامعه روحانی کشور است. در خود روحانیت نیز اقلیت حکومتی و مروج و مدافع احکام ارتجاعی، درعین دفاع از غارتگری و استبداد حکومتی در برابر اکثریتی قرار گرفته که یا از حکومت همیشه فاصله داشته و یا اکنون از حکومت فاصله می‌گیرد و برای حفظ آینده روحانیت و مقاومت در برابر نظامی‌ها به سمت پایگاه سنتی خویش باز می‌گردد. یعنی مردم!
در میان فرماندهان سپاه رقابت بر سر قدرت و درجات نظامی، اکنون به رقابت بر سر موقعیت‌های اقتصادی تبدیل شده است. در عالی ترین سطوح فرماندهان سپاه این رقابت در حال رشد است و تاثیرات خود را بر بدنه سپاه خواهد گذاشت و دسته بندی‌ها را دقیق تر و منسجم تر خواهد کرد. با آنکه کمتر درباره ارتش صحبت می‌شود، اما شک نیست که حساب ارتش بدو دلیل از حساب سپاه جداست. نخست آن که فرماندهان سپاه فعالیت اتمی و فعالیت‌های عظیم اقتصادی را بصورت توام دراختیار دارند و دوم این که نقش کودتائی و سرکوب مردم را برعهده گرفته اند. دو جنبه‌ای که ارتش به آن‌ها آلوده نیست و به همین دلیل نزدیکی ارتش به مردم، مانند نزدیکی و یا بازگشت اکثریت روحانیت به سوی مردم دور از ذهن نیست.
دستگاه و یا ماشین دولتی بکلی از هم پاشیده است. رئیس جمهوری که با کودتا در کاخ ریاست جمهوری مانده، چنان در میان مردم منفور و رسواست که حتی برای سفر به مراکز استان‌های کشور نیز دیگر نه انگیزه دارد و نه روی جنبه‌های تبلیغاتی آن حساب می‌کند. نتیجه چهار سال سفرهای تبلیغاتی استانی که پیوسته رهبر جمهوری اسلامی آن را می‌ستود، در انتخابات اخیر ریاست جمهوری بر همگان آشکار شد: شکست فاحش در انتخابات.
سپاه پاسداران که تا پیش از انتخابات اخیر، هنوز در میان مردم ایران به دلیل نقشی که در جنگ با عراق ایفاء کرده بود عزت و احترام داشت، اکنون به چشم مردم، نیروئی است سرکوبگر و کودتاچی. مردم از فردای کودتای 22 خرداد نه تنها با این چهره سپاه و بویژه فرماندهان ارشد آن آشنا شدند، بلکه با سلطه آن بر اقتصادی کشور، در چنگ داشتن سکان قوه مجریه (ریاست جمهوری) و بیگانگی‌اش با مردم نیز آشنا شدند. سپاه دیگر در چشم مردم، آن سپاه دوران جنگ نیست. از این فاجعه بار تر وضع بسیج است که اکنون به چشم مردم نیروئی است متشکل از اوباش، چاقوکش‌ها، متجاوزین جنسی ... که شبکه مداحان - رقیب روحانیت-، هدایت معنوی و مذهبی اعضای آن را برعهده دارد.
رهبر جمهوری اسلامی که توانسته بود دو دهه پشت نقاب "فراجناحی" پنهان شده و با انواع بند بازی‌ها نقش کلیدی خود را از دید مردم پنهان نگهدارد، در مدت زمان کوتاه پس از کودتای 22 خرداد به رسواترین چهره نظام در میان مردم تبدیل شد و امروز مردم او را کانون مرکزی بحران همه جانبه حاکم بر کشور می‌شناسند.
مجلس کنونی مجمعی است مرکب از فراکسیون‌هائی از مجموع همین صف بندی‌ها و تقابل‌های رو به رشد در حاکمیت، درعین حال که نه مجلس روی مردم حساب می‌کند و نه مردم روی مجلس.
این وضع در دیگر ارگان‌های حکومتی نیز حاکم است که شرح همه آنها باجزئیات، اگر در گذشته ضرورت داشت، امروز دیگر ندارد، زیرا با کودتای انتخاباتی 22 خرداد پرده‌ها از برابر چشم مردم کنار رفت و در وسیع ترین سطح مردم با حاکمیت آشنا شدند. چنان که امروز خود بزرگترین مفسر رویدادهای کشورند. دلیل این آگاهی را در ادامه جنبش باید جستجو کرد که علیرغم خونین ترین و وحشیانه ترین تقابل حکومتی با آن، همچنان زنده و آماده پرخاش و حضور است.
اگر از ما سئوال شود که دستآورد کودتای 22 خرداد و رویدادهای خونین پس از آن چیست؟ ما بلافاصله پاسخ خواهیم داد: همین آگاهی و شناخت وسیع مردم از حاکمیت!
آگاهی و شناختی که برای دست یابی به آن هزینه پرداخت شد، اما این هزینه در برابر آنچه بدست آمد، هزینه سنگینی نیست. اگر هزاران بار دیگر در باره خاوران و جنایت خفته در زیر خاک آن صحبت می‌شد، هرگز به چنین لحظه‌ای نمی‌رسیدیم که مردم خود با مقایسه آنچه در حوادث پس از کودتا دیدند، حدس بزنند در خاوران چه جنایتی پنهان است. اگر صدها بار دیگر در مطبوعات می‌نوشتند و یا درمجلس می‌گفتند که سفرهای استانی احمدی نژاد یک نمایش تبلیغاتی و پوچ است و یا اگر صدها مقاله در باره تحریف اصل 44 قانون اساسی و بازگذاشتن دست دولت برای واگذاری زیربنائی ترین بنگاه‌های اقتصادی به شرکت‌های نوظهور وابسته به سپاه پاسداران می‌نوشتند و می‌گفتند، هرگز باندازه امروز نمی‌توانستند چشم و گوش مردم را نسبت به آنچه با فرمان رهبر برای باز گذاشتن دست دولت جهت این واگذاری باز کنند. اگر بارها مطبوعات درباره بازداشتگاه‌های اختصاصی و پنهان می‌نوشتند (چنان که در دوران اصلاحات و مجلس ششم صورت گرفت) باز هم نمی‌توانستند در سطح و عمق کنونی مردم را با این پدیده آشنا سازند. رسوائی سیمای جمهوری اسلامی هرگز بدین گونه که اکنون صورت گرفته قابل تصور نبود. روستائیان و کارگران ایران امروز چشم باز کرده و با ریشه نابودی و ورشکستگی روستاها و کارخانه‌ها آشنا شده و می‌دانند که بیت رهبری و فرماندهان سپاه چگونه شانه به شانه سرمایه‌‌داری بزرگ تجاری حاکم بر کشور، ایران را به سمت تباهی برده اند. اگر تا دیروز "اتم" را برابر با "نفت" در دهه 30 به مردم معرفی می‌کردند، امروز مردم می‌دانند که همه این تبلیغات برای آماده ساختن مردم جهت یک تحمیل یک ماجراجوئی نظامی دیگر به مردم است. دهها دستآورد دیگر را می‌توان در این زمین برشمرد و آنگاه پرسید: این دستآوردها در برابر هزینه‌ای که مردم وجنبش آنها پرداخت کرد، کم است؟
پاسخ ما روشن است: این دستآورد بزرگی است، اما این بدان معنا نیست که آسوده خیال به کناری بنشینیم و از ضرورت گشودن همه درهای جنبش به روی روستائیان و کارگران کشور برای ورود فعال تر آنها به جنبش غفلت کنیم. نه تنها نباید غفلت کرد، بلکه باید تاخیر نیز نکرد. شعارهای جنبش و خواست‌های جنبش را باید گسترده تر از "مرگ بر دیکتاتور" و دیگر شعارهای جانبی آن علیه کودتا و کودتاچی‌ها مطرح کرد. هر نوع تاخیر دراین عرصه، فرصت دادن به کودتاچی‌هائی که هنوز پایشان به زمین نرسیده و نتوانسته‌‌اند خود را تثبیت کنند. از این دستآورد – یعنی محروم ساختن کودتاچی‌ها از تثبیت موقعیت خود- باید دفاع کرد و این دفاع ممکن نیست مگر با گشودن درهای جنبش به روی همه طبقات و اقشار اجتماعی کشور. همگان را باید در متن این جنبش جای داد و وسیع ترین جبهه را برای تحولات بوجود آورد. اگر مسئولیت جنبش دانشجوئی کشور در این عرصه بیش از دیگر قشرهای اجتماعی است، چرا باید این جنبش از این ضرورت غفلت کند؟ 13 آبان را به عرصه شعارهای وسیع ترین جبهه روستائیان، کارگران، زحمتکشان، زنان، دانشجویان، کارمندان و کسبه تبدیل کنیم و خواست‌های آنها را در شعارهای این روز بگنجانیم.
جنبش سبز از این طریق نه تنها آغوش خود را به روی طبقات و اقشار وسیع اجتماعی گشوده تر می کند، بلکه راه را بر شعارهای احساسی و نا همخوان با واقعیت جامعه می بندند و بجای رفتن به سوی احساسات و خشم، به سوی منطق و تعمیق می رود.

|+| نوشته شده توسط iranzhi در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 9:23 | 
واقعیات اتمی

واقعات اتمی ایران از زبان رئیس اسبق انرژی اتمی ایران
فرانسه و آلمان
با ج. اسلامی بازی می کنند!

 
 
 
 

رضا امراللهی رئیس اسبق سازمان انرژی اتمی ایران در یک گفتگوی خبری با خبرگزاری ایلنا، نکات مهمی را درباره آنچه که در دوران اخیر در جریان مذاکرات و توافق های اتمی روی داده فاش کرد.

او دراین مصاحبه گفت:

چرا باید همه اورانیوم غنی ‌شده خود را بدهیم و برای چه باید 2 سال صبر كنیم تا سوخت غنی شده 20 درصد، آنهم در حد 30 كیلوگرم را بگیریم؟

برای تهیه 30 كیلو اورانیوم غنی شده‏ 20 درصدی باید حدود 300 كیلو اندوخته غنی‌شده نیروگاهی را داد، نه همه آن را، بقیه آن كجا می‌رود؟ چه تضمینی برای گرفتن همین سوخت 20 درصد داریم؟

با طرح مسائل مربوط به تهیه سوخت برای راكتور اتمی تهران، این سوال برای كارشناسان پیش آمده است كه آیا تهیه سوخت برای راكتور نیاز به این همه جنجال سیاسی داشت؟

بسیاری از مسئولان كشوری می‌دانند و آژانس هم بارها اعلام كرده است كه ایران پس از پیروزی انقلاب حدود 680 تن كیك زرد را در دوره نخست وزیری میرحسین موسوی وارد كرد و اورانیوم غنی شده موجود كه یك هزار و ششصد كیلو اورانیوم است از این منبع بوده و متاسفانه بعد از آن كشور نتوانسته است حتی یك گرم كیك زرد از خارج از كشور وارد كند.

ایران ذخیره قابل ملاحظه‌ای از اورانیوم نداشته و ندارد و این نكته را كارشناسان در سال‌های گذشته، بارها گفته و نوشته‌اند. ایران در دوره اول ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی توانست طراحی بخشی از قلب راكتور تهران برای سوخت با غنای20 درصد را اجرا نماید كه در نوع خود و در آن زمان و حتی امروز نیز بی‌نظیر است، چرا كه موجب انتقال تكنولوژی بسیار پیشرفته‌ای شد و توانستیم به كمك آرژانتین سوخت 30 كیلویی این راكتور را بی سروصدا تهیه کنیم، طوری‌كه راكتور تهران در 20 سال گذشته در حال كار بوده و هنوز هم برای چند سالی سوخت دارد.

اكنون این سوال مطرح است كه اولاً چرا امروز برای تهیه سوخت این راكتور پژوهشی این همه سر و صدا راه انداخته‌ایم، درحالی‌كه طراحی قلب راكتور و میله‌های سوخت كه كاری به مراتب دشوارتر بود را با كمك آرژانتین انجام دادیم و دیگر به طراحی محفظه جدیدی نیاز نیست. به علاوه این سوخت را 20 سال قبل بدون جنجال تهیه كرده بودیم و مطمئن هستم متخصصان انرژی اتمی و بویژه رئیس جدید آن كه خوشبختانه خود متخصص این امر است بدون هیچ مشكلی باز هم می‌تواند سوخت راكتور تهران را تهیه كند.

دخالت سایر مقامات و سیاسی كردن ماجرا به نفع كشور و دولت نیست‏، در حالیكه آن زمان زیر فشار بی پولی، جنگ و تحریم‌های خیلی سخت‌تر قرار داشتیم كه امروز هیچكدام از آنها وجود ندارد. فرانسه پول اورانیوم غنی شده برای حدود 50 تن را از ایران دریافت كرده است، پس چرا حاضر نیست برای نشان دادن حسن نیت خود یك صدم این مقدار را كه برای سوخت راكتور پژوهشی تهران كافی است، به سوخت راكتور پژوهشی تبدیل كرده و پس بدهد.

آلمان كه سازنده نیروگاه بوشهر بود، گاز اورانیوم غنی شده نیروگاه بوشهر كه متعلق به ایران است را علیرغم رای دادگاه‏، به ایران پس نداده است و براساس مدارك موجود حتی بهای انبارداری آن را نیز دریافت داشته‏ است. آیا امروز وقت پس دادن بخش كمی از آن برای ساخت سوخت راكتور پژوهشی تهران كه فقط به درد تولید رادیو داروها می خورد، نرسیده است؟

بهانه ساختن تولید بمب یا كلاهك اتمی و غیره نیز توسط اورانیوم‌های با غنای موجود (غنای نیروگاهی)‏ صرفاً حرف‌های غیركارشناسی بوده و با توجه به دوربین‌های آژانس در تاسیسات غنی‌سازی ایران و با توجه به دستگاه‌های موجود، این‌كار غیرعملی است.

|+| نوشته شده توسط iranzhi در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 9:21 | 
شب های شلاق

 اطلاعات محسن مخملباف
شب های شلاق
و تجاوز جنسی در کهریزک

 

 

 

 

زندان شورآباد را اختصاص داده بودند به معتادان. دو سال قبل یکی از سوله های آن را اختصاص دادند به اراذل و اوباش. بعد از انتخابات سردار رادان دستور داد از بین دستگیر شدگان عده ای را که زیباتر و به قول رادان سوسول تر بودند به کهریزک ببرند. 145 نفر را بردند در یک سوله 75 متری که پیش از این اراذل اوباش در آن زندانی بودند. پیش از آنکه آن ها را وارد سوله کنند، لخت کرده و بعد در را بسته بودند. 70 زندانی زیر اعدام را که از اراذل و اوباش بودند و ماه ها در سلول های انفرادی دچار فشار جنسی بودند را داخل این سوله انداختند تا به زندانیانی که دستشان از پشت بسته شده تجاوز کنند. "سعید صادقی" عکاس جبهه و جنگ که عکاس آقای خامنه ای هم بوده در بین زندانیان بود. او وقتی آزاد می شود خود را به دفتر رهبری می رساند و در ملاقاتی که در یک روز دوشنبه اتفاق می افتد با جمعی به دیدار آقای خامنه ای می رود و با گریه آنچه را بر او و دیگران رفته است را تعریف می کند. از خود او نقل شده که وقتی خامنه ای شنید، چند بار بر پیشانی خود زد و بعد جلسه را ترک کرد.(وقتی او اکنون این تجاوزات را انکار می کند و کروبی را بدلیل افشای این جنابات زیر فشار می گذارد، معنای آن بر پیشانی زدن ها روشن می شود!)

 

 

 

 

زندان شورآباد را اختصاص داده بودند به معتادان. دو سال قبل یکی از سوله های آن را اختصاص دادند به اراذل و اوباش. بعد از انتخابات سردار رادان دستور داد از بین دستگیر شدگان عده ای را که زیباتر و به قول رادان سوسول تر بودند به کهریزک ببرند. 145 نفر را بردند در یک سوله 75 متری که پیش از این اراذل اوباش در آن زندانی بودند. پیش از آنکه آن ها را وارد سوله کنند، لخت کرده و بعد در را بسته بودند.

145 زندانی ابتدا از شرم نمی دانستند چه کنند و بعد شروع به مشت کوبیدن به در و دیوار می کنند. درها باز می شود و با شلنگ آب و شلاق وارد می شوند و می افتند به جان آنها. عده ای آب می پاشیدند و عده ای آن ها را با شلاق می زدند و بعد یکی یکی آن ها را بیرون آورده و مجبورشان می کردند به خودشان فحش بدهند و فریاد بزنند که مادرشان، خواهرشان و همسرشان فاحشه اند. در مورد تمام آن ها این اتفاق می افتد و هرکس مقاومت می کرده شلاق می خورده. بعد آن ها را دو به دو روبروی هم قرار می دهند تا این فحش ها را به هم بدهند و بگویند: مادر، همسر، دختر و خواهر تو فاحشه است. با ذکر جزئیات رکیک. بعد دست آن ها را می بندند و به داخل سوله بر می گردانند.

بعد از آن 70 زندانی زیر اعدام را که از اراذل و اوباش بودند و ماه ها در سلول های انفرادی دچار فشار جنسی بودند را داخل این سوله می اندازند تا به زندانیانی که دستشان از پشت بسته شده تجاوز کنند.

در آن سوله، با روزهای گرم تا 40 درجه و شب های سرد که زندانی ها برای دستشویی هم حق بیرون رفتن نداشته اند و همان جا به توالت می رفته اند بوی عفونت بیداد می کرده است.

دست بر قضا "سعید صادقی" عکاس جبهه و جنگ که عکاس آقای خامنه ای هم بوده در بین زندانیان بوده است. فریادهای او که من با بیت رهبری رابطه دارم ناشنیده می ماند. و وقتی در یک بازدید شناخته می شود و از زندان آزاد می شود خود را به دفتر رهبری می رساند و در ملاقاتی که در یک روز دوشنبه اتفاق می افتد با جمعی به دیدار آقای خامنه ای می رود و با گریه آنچه را بر او و دیگران رفته است را تعریف می کند. از خود او نقل شده که وقتی خامنه ای شنید، چند بار بر پیشانی خود زد و بعد جلسه را ترک کرد.

وقتی به رادان و مرتضوی دستور می رسد که آقای خامنه ای دستور تعطیلی کهریزک را داده، آنها  غر می زنند و می گویند: حالا  که خرشان از پل گذشت، می گویند تعطیلش کن.

حتی 3 روز پس از آنکه خامنه ای دستور تعطیلی کهریزک را داد، آن زندان به همان شکل دایر بود. و وقتی زندانیان رو به مرگ را در بیمارستان بستری کردند از خانواده آن ها خواستند تعهد بدهند تا مبادا در بیرون چیزی بگویند.

غیر از کهریزک، در مراکز مختلف نیروی انتظامی و زندان های خصوصی بسیج هم بویژه به دختران تجاوز شده است.

تعداد دستگیر شدگان 4 هزار نفر قطعی است. اما 3هزار نفر دیگر هم بعد از بازداشت ها طی یکی دو روز اول آزاد شده اند که مشمول آن 4 هزار نفر نمی شود. از این 4 هزار نفر تنها 400 نفر دست وزارت اطلاعات بوده اند.

ابطحی به همسرش گفته: خاتمی راجع به من چه فکری می کند؟ بهش بگوئید من خیانت نکردم.

ابطحی از آمپولی که به او زده اند به همسرش خبر داده و همسر ابطحی این موضوع را لو داده است. بازجو دختر ابطحی را می برد که اگر می خواهی پدرت نجات پیدا کند، بگو مادرت تکذیب کند.

 برای ابطحی پرونده جنسی درست کرده اند. برای عطریانفر پرونده ارتباط با مجاهدین خلق. چون خواهرش، همسر قدیری است و هر دو عضو مجاهدین خلق و سلام و علیک برادری با خواهرش کافی است که به یک پرونده امنیتی تبدیل شود.

سعید حجاریان 10 صفحه دفاعیه نوشته و داده به همسرش که 4 صفحه اش در تحلیل اصلاحات است. اما آن ها در دادگاه آن 4 صفحه را نخواندند. یک نسخه از این 4 صفحه نزد همسر حجاریان است.

به محسن امین زاده، بهزاد نبوی، عرب سرخی، میردامادی، رمضان زاده و تاج زاده سه ماه است تک شماره هایی دروغین از کیهان و اعتماد ملی را چاپ کرده و میدهند که در آن ها از زبان رهبران اصلاحات و یا زندانیان به دیگر زندانی ها اتهام زده شده و گناهان را به گردن هم انداخته اند. مثلا یک مطلبی را به نقل از خاتمی چاپ تقلبی کرده و دراختیار این زندانی ها گذاشته اند که در آن گفته است: ما جنایت کردیم و پشیمانیم. در مطلب دیگری تاج زاده علیه بهزاد نبوی حرف زده.

دانشگاه امام صادق که قرار بود دانشمند شیعی درست کند، بازجوی شیعی پرورش داده است. زندان ها پر شده است از این فارغ التحصیلان مسلح به ایدئولوژی اسلامی و علم شکنجه.

 

در کابل فیلم می ساختیم. یک نیمه شبی سفیر ایران در افغانستان سراسیمه به در خانه ما آمد. با این خبر که آقای خاتمی استعفاء داده است و وزیر امور خارجه وقت افغانستان  (عبدالله عبدالله) به او خبر داده که آمریکا در صورت قطعی شدن استعفای خاتمی، قصد حمله به ایران را دارد. او از من می خواست که به دلیل دوستی با آقای خاتمی، صبح زود خودم را به ایران برسانم. از او پرسیدم چرا خودتان خبر نمی دهید؟ گفت آقای خاتمی رفته است و جواب تلکس های دولتی را هم نمی دهد. بعدها آقای خاتمی را خصوصی ملاقات کردم. آقای خاتمی گفت من بارها استعفاء داده ام، اما هروقت جدی شده، آمریکا نقشه حمله کشیده و من از ترس عاقبت کار مجبور شده ام استعفایم را پس بگیرم. آقای خاتمی گفت: ملت ایران و دموکراسی ایران بابت تهدید به حمله های آمریکا هزینه های زیادی را پرداخته است. وقتی ما را تهدید به حمله می کنند، مردم و دموکراسی ضرر می بینند. چون به رژیم مجوز سخت گیری و ارعاب و سرکوب می دهند.

|+| نوشته شده توسط iranzhi در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 9:14 | 
جزییات کودتا
از زبان محسن مخلمباف
جزئیاتی از کودتا
و سرکوب مردم معترض
 
 
 
 

سپاه از قبل هم برای موسوی پیغام داده بود ما به هیچ قیمتی نمی گذاریم کسی غیر از احمدی نژاد بیاید، هر کسی می خواهد بیاید باید با موافقت رهبری بیاید. دستگیری افراد مشهور مستقیما زیر نظر خامنه ای صورت می گیرد. سپاه معتقد بود جنبش سبز یک انقلاب نرم با تحریک خارجی است. وزارت اطلاعات معتقد بود جنبش سبز یک عکس العمل طبیعی در مقابل تقلب است. بدستور خامنه ای و اصرار احمدی نژاد، سرانجام تصفیه 40 در صدی وزارت اطلاعات آغاز شد، که شامل 6 تا 8 هزار کارمند وزارت اطلاعات شد.

 

 

در جریان انتخابات اخیر در مقابل سپاه که معتقد بود جنبش سبز یک انقلاب نرم ناشی از تحریک خارجی است، وزارت اطلاعات اصرار می کرد که جنبش سبز، یک عکس العمل طبیعی در مقابل تقلب است. بر این تحلیل تا آن جا اصرار شد که وزیرش مجبور به استعفا شد. در جلسه ای که در دفتر رهبری با حضور احمدی نژاد تشکیل شد، در مورد وزارت اطلاعات به این نتیجه رسیدند که چاره ای جز یک تصفيه 40 درصدی نیست. کارمندان وزارت اطلاعات حدود 20هزار نفرند. در جلسه بیت رهبری تصمیم به بازخرید 6 تا 8هزار نفر از کارکنان وزارت اطلاعات با مبلغی معادل 2 برابر عرف بازخرید عمومی گرفته شده است. از 200 مدیر، تصمیم به تغییر 180 مدیر وزارت اطلاعات گرفته شده و قرار است تا 8هزار نیرو از سپاه و بسیج و دانشگاه امام صادق جایگزین شوند.

 

این یعنی بیرون کردن 6 تا 8هزار نیروی ناراضی از وزارت اطلاعات به درون جامعه ناراضی ایرانی است. نگاه کارشناسانه آن ها سرریز جامعه می شود. نیروهایی که در درون یک سیستم کارشناس شده اند، به بیرون نظام پرتاب می شوند. با انباشتی از اطلاعات و نارضایتی .و این خود هدیه ای است به مردم ایران.

 

خامنه ای.اعلام کرده است دستگیری آدم های مشهور را باید خودش شخصا تایید کند.

نزدیکانش می گویند زمانی تصورش درباره شاهرودی بعنوان جانشین بود، چون مجتبی ابله تر از آن است که او باور کند از پس حیله گری مورد نیاز مقام ولی فقیه بربیاید. اگر چه مجتبی بسیار جاه طلب است.

 

نفر اصلی کودتا شخص خامنه ای بود. زیر نظر او ستاد کودتا قرار داشت. بعد از خامنه ای نفر اول کودتا طائب بود. او داماد آقای حسینی مجری برنامه اخلاق در خانواده است. نام وزارتی طائب، میثم است. مجتبی خامنه ای طرف مشورت او و گاهی رابط خاص او با خامنه ای است.

نفرات بعدی:

- بذرپاش (مشاور احمدی نژاد. رییس همزمان سازمان جوانان و سایپا و مدیر وطن امروز.)

- مرتضی رضایی (حفاظت اطلاعات سپاه)

- عزیز جعفری فرمانده سپاه

- مرتضوی دادستان برکنار شده تهران

- ثمره هاشمی مشاور عالی احمدی نژاد

- سردار عراقی (فرمانده سپاه تهران)

- سردار جوانی (سخنگوی سپاه)

- سعیدی (نماینده ولی فقیه در سپاه)

- ذالنوری (قائم مقام نماینده ولی فقیه در سپاه)

- مصلحی

- صادق محصولی

- احمدی مقدم (نیروی انتظامی)

- رمضانی (اطلاعات سپاه)

- مرتضایی (حفاظت اطلاعات سپاه)

- جلیلی (دبیر شورای امنیت ملی)

سپاه از قبل هم برای موسوی پیغام داده بود ما به هیچ قیمتی نمی گذاریم کسی غیر از احمدی نژاد بیاید، هر کسی می خواهد بیاید باید با موافقت رهبری بیاید.

با اینکه تیم کودتا از قبل تشکیل شده بود اما پس از آنکه آراء مردم را به نفع موسوی تشخیص دادند، برای جلوگیری از اعلام خبر، با دوبار حمله به قیطریه، عملیاتشان را شروع کردند.

اولین حمله به قیطریه- ساعت 7 عصر روز جمعه برای تخریب همه سیستم های اطلاع رسانی.

دومین حمله - دم صبح روز شنبه ـ با شروع دستگیری ها

تجربه رژیم از شلوغی های دانشگاه در دوره اصلاحات منجر به تصمیم های جدید شد. در دوره اصلاحات وقتی تظاهر کنندگان از میدان ولیعصر به سمت خیابان پاستور و دفتر رهبری راه افتادند، بین نیروی انتظامی و سپاه و یگان ویژه اختلاف بود که چه کسی مسئول جلوگیری از تظاهرات و سرکوب است. به همین خاطر بعد از انتخابات ستاد مرکزی مقابله با بحران (ثارالله) در تقاطع سئول چمران مسئول این هماهنگی شد و 3 وضعیت تعریف شد.

وضعیت سفید= هرکس کار خودش را می کند.

وضعیت زرد= نیروی انتظامی (یگان ویژه) مسئول است.

وضعیت سرخ= سپاه مسئول است.

در روز سه شنبه 26 خرداد در جلسه کودتا، احمدی نژاد مطرح می کند که یک ستاد مافوق ثارالله در جلسه امنیت ملی تشکیل بشود که بتواند سیاست 24 ساعت آینده را تصمیم گیری کند و با تایید خامنه ای اجرا شود. این ستاد هر روزه به مدیریت سعید جلیلی تشکیل جلسه داد. در ستاد مافوق ثارالله، احمدی نژاد آنچه را می خواست به خامنه ای منتقل می کرد و آنچه را نمی خواست منتقل نمی کرد. کهریزک زیر نظر این مجموعه اتفاق افتاد.

|+| نوشته شده توسط iranzhi در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 9:7 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar